بيست و نهم اسفند ماه،

سال روز ملی شدن صنعت نفت ايران، بر كاركنان، متخصصان و فعالان این عرصه و بر ملت ايران فرخنده باد



در دوران شکوفایی و پیشرفت اقتصادی کشورمان، به کوشش و همت بزرگمردانی، همچون دکتر محمد مصدق، رهبر جنبش ملی کردن نفت ایران و اعضای کمیسیون مخصوص نفت[1]، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملی شدن صنعت نفت، به  تصویب مجلس شورای ملی ایران رسید.
« به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی،ما امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.»

ضمن تجلیل از خدمات دکتر محمد مصدق و همه کسانی که در این کار عظیم و تاریخی ایفای نقش نمودند و همچنین  قدردانی از فعاليت‌ها و فداکاری های برجسته و ارزشمند كاركنان سخت کوش، شرافتمند و دلسوز صنعت نفت و گاز کشورمان، این روز تاریخی و ملی را به تمام هم میهنانم شادباش می گویم.
ایران از لحاظ ذخایر نفت و گاز در ردیف دوم جهان قرار دارد. منابع سرشار نفت و گاز، یکی از برگ های برنده اقتصادی کشورمان است. در عرصه کلیدی نفت، با توجه به کمبود شدید سرمایه گذاری، مدیریت آشفته و استفاده نادرست از این منبع،  تولید ایران که سی و دو سال پیش پیرامون 6 میلیون بشکه در روز نوسان می کرد، به 3.5 میلیون (سه و نیم میلیون) بشکه[2] در روز تنزل یافته است.
همچنین، جایگاه ایران به عنوان دومین کشور صادر کننده نفت در درون سازمان «اوپک» بعد از عربستان سعودی، از سوی نیجریه، عراق و امارات متحده عربی تهدید می شود. یکی از بزرگ ترین تراژدی های کشور ما، میدان های مشترک نفت و گاز در مرزهای ایران است که به دلیل ناتوانی جمهوری اسلامی، منابع آنها عملا در انحصار همسایگان قرار گرفته است.
از آنجایی که دلارهای نفتی حاصل از صادرات نفت، فارغ از یک کنترل دموکراتیک در دست رهبران بی کفایت رها شده و مورد سوء استفاده قرار می گیرد، ساختارهای اقتصادی کشورمان نیز دچار آشفتگی شده است. تردیدی نیست که این بحران اقتصادی، به بی عدالتی های اجتماعی دامن زده و کشور را بیش از پیش در کام یک اقتصاد تک محصولی فرو برده است.
با اقتصادی چنین نحیف، که زاییده سی و سه سال بی کفایتی، آشفتگی و کجروی است، تحریم ها و مجازات های اقتصادی بین المللی علیه ایران نیز به گونه ای بی سابقه شدت گرفته است. شرکت های بزرگ نفتی، میدان های نفت و گاز ایران را رها کرده اند. بانک های ایران و مهم تر از همه، بانک مرکزی، با تحریم های رو به گسترش بین المللی دست و پنجه نرم می کنند. کشورهای وارد کننده نفت ایران، در انتقال ما بهای ارزی نفت خریداری شده خود به ایران با موانع متعدد روبرو هستند...
در چنین فضای تاسف باری، «طلای سیاه»، این سرمایه و میراث ملی کشورمان، در ذهن شمار زیادی از ما ایرانیان، معادل «بلای سیاه» تشبیه شده است.

هم میهنانم،

در شرايطی كه بی کفایتی و ناتوانی حاکمان جمهوری اسلامی، هر روز مانعی جدید را در جهت پيشرفت صنعت نفت كشور ايجاد می كنند، وظیفه یکایک ما مردم ایران، به ویژه کارکنان و متخصصان صنعت نفت است که با همدلی و اتحاد، در سال پیش رو تلاش نماییم تا منابع نفت و گاز کشورمان را از زوال کنونی، نجات دهیم.
دربرنامه های اقتصادی حکومت آینده منتخب ملت ایران، درآمدهای نفتی می بایست به عنوان ذخاير و ميراث كشور و سرمايه‌ای ماندگار، در خدمت رفاه مردم ایران و افزایش اقتدار و آبادانی کشور به کار گرفته شود. اقتصاد آینده ایران آزاد، سالم و قانونمند، باید بر پایه «اقتصاد فرانفتی» پایه گذاری شود. ضمن حفظ این سرمایه ملی، باید برای ایجاد و گسترش منابع انرژی دیگر، همچون انرژی های پاک و تجدیدپذیر سرمایه گذاری نمود. سازندگان فردای ایران باید ثابت کنند که بهره برداری عقلایی از ذخایر نفت و گاز امکان پذیر است و این ثروتهای ملی را می توان به عنوان گنجینه در خدمت توسعه پایدار کشور به کار گرفت.

در آستانه فرارسيدن نوروز، سالی همراه با شادی، تندرستی و موفقیت را برای هم میهنانم، بویژه کارکنان این صنعت عظیم ملی، آرزو می نمایم
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی


[1]  اعضای کمیسیون مخصوص نفت: دکتر مصدق، دکتر علوی، ناصر ذوالفقاری، جواد گنجه‌ای، فقیه زاده، اللهیار صالح، حسین مکی، خسرو  قشقایی، سرتیپ‌زاده، جمال امامی، جواد عامری، دکتر نصرت‌الله قاسمی، حائری‌زاده، عبدالرحمت فرامرزی، دکتر محمدعلی هدایتی، دکتر شایگان، میر سید علی بهبهانی و پالیزی.
[2] http://www.opec.org/opec_web/static_files_project/media/downloads/publications/WOO_2011.pdf

دوازدهم اسفند

فصل جدیدی از جنبش نافرمانی مدنی



با افزایش شدید سرکوب مخالفان و اقدامات هراس انگیز نیروهای امنیتی، شهروندان ایرانی با تحریم انتخابات نمایشی حکومت اسلامی، در یک جنبش فراگیر نافرمانی مدنی، خواسته خود برای دستیابی به حقوق اساسی شهروندی همچون آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی احزاب، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در یک فرایند آزاد، سالم و عادلانه را به جهانیان نشان دادند.
در چنین شرایطی، اتحاد و همگرایی مردم ایران در تحریم انتخابات دوازدهم اسفندماه، فصل جدیدی را در تاریخ پرفراز و نشیب جنبش نافرمانی مدنی ایران باز کرد. پس از یک سده مبارزه آزادیخواهان ایرانی برای رسیدن به دمکراسی، همگرایی و اتحاد شهروندان ایرانی در تحریم انتخابات نمایشی نهمین مجلس شورای اسلامی، ضربه ای سهمگین بر پیکره لرزان این رژیم وارد نمود که خود حاکی از نشانه های هوش بالای سیاسی جامعه امروز ایران است.
چنین اتحاد بی سابقه نیروهای سیاسی-مدنی بمنظور تحریم انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، امید و گام بزرگی در جهت رسیدن به حاکمیت مردم بر مردم در ایران در چارچوب برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه برای تمامی گروه های سیاسی، اقشار و طبقات اجتماعی است. 

هم میهنانم،

در آستانه بهاری دیگر، دستیابی به حکومت پایدار مردم بر مردم در ایران، در چارچوب برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بر اساس معیارهای بین المللی، با همبستگی، همدلی و اتحاد همه نیروهای مسلح، کنشگران سیاسی - مدنی از هر طیف و اندیشه ای، زنان، دانشجویان، روحانیون و دیگر گروه ها، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی، با حفظ امنیت و تامین سرمایه های ملی و ایجاد فضای مناسب برای برقراری " آشتی ملی " و " عفو عمومی " میسر می شود.

انتخاب آزاد برای ایران آزاد
خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

دین نباید بازیچه دست حاکمان گردد


آنچه بر مهدی خزعلی می گذرد، نماد ظلم بی پایان استبداد حکومت دینی است که حتی بر دینداران این سرزمین نیز روا داشته می شود. در طی ۳۳ سال گذشته، حکومت دینی که خود را نماینده خدا بر زمین می نامد، از دین به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود سوء استفاده نموده، حرمت دین و دیندار را در کشورمان بیش از هر زمانی ازبین برده و حقوق اساسی مخالفان خود، حتی در میان روحانیون از جمله آیت الله شریعتمداری، خویی، منتظری، بروجردی و دیگران را نقض کرده است. این رفتار های ناعادلانه، غیر انسانی و تبعیض آمیز حکومت دینی، بر علیه دیگر ادیان، مذاهب و باورها از جمله مسیحیان، کلیمیان، اهل سنت، بهاییان، صوفیان و دیگران نیز اعمال شده است. کشیش یوسف ندرخانی، تنها به جرم انتخاب باور و دین دیگر، پس از دوسال حبس در بدترین شرایط روحی به اتهام ارتداد، به اعدام محکوم شده است.
عملکرد این حکومت دینی مبتنی بر آپارتاید مذهبی است که حاصلی جز بی اعتباری دین و جامعه روحانیت در نزد مردم ایران نداشته است. تجربه سیاه این حکومت دینی بر همگان ثابت نموده است که برای دستیابی به یک حاکمیت دموکراتیک، در کشورمان ایران، که پیروان ادیان و باورهای گوناگون از دیرگاه در کنار هم همزیستی مسالمت آمیز داشته اند، اصل اساسی جدایی نهاد دین از نهاد حکومت می باشد.
تنها در سایه یک حکومت مبتنی بر جدایی دین از حکومت است که آزادی و احترام پیروان همه ادیان، همه باورها و روحانیون حفظ خواهد شد.    
  
هم میهنانم،
اعتراض به نقض حقوق اولیه و انسانی‌ مهدی خزعلی، کشیش یوسف ندرخانی و دیگر زندانیان سیاسی – عقیدتی و رساندن فریاد آنان به گوش جهانیان وظیفه یکایک ما ایرانیان است.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

رفراندوم رفراندوم، این است شعار مردم

 بیست و پنجم بهمن، فریاد آزادی


یادشان زمزمه نیمه شب مستان باد     تا نگویند که از یاد فراموشانند


این روزها را با گرامیداشت خاطره دو فرزند دلبند سرزمینمان، محمد مختاری و صانع ژاله و همچنین همه جانباخته گان راه آزادی گرامی می داریم. به دل شکسته و پر از اندوه و روح خستگی ناپذیر مادران و پدران محمد مختاری، صانع ژاله، سهراب، ندا و دیگر فرزندان دلیر و جاودان این سرزمین ، سوگند که تا آخرین نفس و با تمام نیرو به دادخواهی خون همه فرزندان ایران بر خواهیم خاست و تا آزادی همه زندانیان سیاسی-عقیدتی از پا نخواهیم نشست.


رفراندوم، رفراندوم
این است شعار مردم



تصاویر ارسالی از ایران 
تلاش برای دموکراسی و انتخابات آزاد




خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

ماهاتما گاندی

نماد مقاومت به دور از خشونت 


« برای کسی که اندیشه عدم خشونت را در خود پرورده، تمام عالم یک خانواده است; نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد.» ماهاتما گاندی

 


ماهاتما گاندی - مسافر آفریقای جنوبی- توسط بازرس بلیت و تنها بخاطر رنگ پوست، از قطار به بیرون پرت شد. همان سبب گشت که آن وکیل جوان، عزم خود را برای مبارزه ای به دور از خشونت، با تبعیض نژادی و بی عدالتی که نسبت به هموطنانش روا می‌‌رفت، جزم کند.

هژده سال بیشتر نداشتم که حق بازگشت به وطن را از من گرفتند. در گیر و دار شور و هیجانات انقلابی، رژیم دیکتاتور مذهبی جایگاه خود را در کشورم تثبیت کرد. هر روز، منتظر شنیدن اخبار اسفناک اعدام و قتل و ترور یکی از هم میهنانم بودم یا این که به من بگویند که جایی از سرزمینم مورد حمله نیروهای عراقی واقع شده است. این سال های تبعید که خشونت، فضای مقاومت و مبارزه برای رسیدن به آزادی را در درون و برون از مرزهای کشورمان پر کرده بود، افکار من به آن مرد بزرگ -ماهاتما گاندی- نزدیک و نزدیک تر می شد. مردی که نماد آیین مبارزات بدون خشونت است. 

ماهاتما گاندی، مرد جوان گمنامی بود که در ۱۹ سالگی از وطنش کوچ کرد و پس از ۲۰ سال، به عنوان پایه گذار آیین مقاومت به دور از خشونت، به هندوستان باز گشت. گاندی برای رسیدن به آزادی، عدالت و برابری، اجتناب از خشونت و جنگ، جنبش نافرمانی مدنی ای را پی ریزیکرد که با برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز" راهپیمایی نمک" سبب  لغو انحصار نمک توسط بریتانیا شد.  

ماهاتما گاندی توانست اندیشه مبارزه بدون خشونت را به مردمانش بیاموزد. جنبش "هند را ترک کن" که حاصل کمپین نافرمانی جنبش "نمک" بود، نقطه عطف بزرگی‌ در مبارزات به دور از خشونت برای دستیابی به آزادی گشت که سرانجام در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ به استقلال هند انجامید. 

۶۴ سال از ترور گاندی ملقب به ماهاتما (به معنی‌ روح بزرگ) می گذرد. امروز را به نام ماهاتما گاندی و عدالت و آزادی گرامی می‌ دارم. مرد بزرگی‌ که شیوه مبارزه او برای رسیدن به عدالت و آزادی، الهام بخش من بود و آن را از سطر به سطر کتاب‌هایش در‌‌یافتم. 

اندیشه گاندی هرگز نمی‌‌میرد چرا که پایبندی او به اصولی معنوی برای رسیدن به عدالت در شیوه مقاومت و مبارزه به دور از خشونت، الگوی آزادیخواهان جهان شد. امروز کشور هند، یکی از بزرگ ترین دموکراسی های جهان است و جامعه آن با داشتن یک حکومت پایدار و دموکرات، از آزادی های مدنی و قوه قضاییه مستقل و مطبوعات آزاد برخوردار گشته است. 

باور من به مبارزات به دور از خشونت به عنوان روشی‌ کار ساز برای تغییرات بنیادین در ایران بر مبنای این حقیقت شکل گرفته است، که در نهایت می تواند نتیجه‌اش فراگیر و همیشگی‌ باشد. این روش نه نشان از"بی‌ اراد گی" است که در واقع پیکاری " پرتوان و فعال " است. این مبارزات بر پایه اصول معینی چون جدایی دین از حکومت، انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، حکومت مردم بر مردم، جامعه مدنی و ترقی‌ خواهی‌ پایه ریزی شده است. چنین نهضتی تمام اقشار جامعه را در بر می‌‌گیرد که به دور از انتقام جویی‌ها و ماورای هر انگیزه‌ای از خشونت، در پی‌ سرنگونی حکومت دیکتاتوری مذهبی‌ هستند.

کمپین صلح فعالان در تبعید، فردا ۳۰ ژانویه، در تدارک گردهمایی برای یادبود این رهبر بزرگ در بنای مهاتما گاندی، برای نشر پیام صلح مردم ایران « نه به جنگ، نه به دیکتاتور و نه به خشونت » می باشد، را سر خواهند داد. دستشان را به گرمی می فشارم و بر این باورم که ایران زمین - مهد آیین مهر- دوباره نمادی از عشق و صلح و سربلند در این جهان خواهد شد. اگر به خود باور داشته باشیم، می‌ توان با نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک کرداری به مقصود نهایی که عدالت و برابری و صلح و آزادی است رسید، آینده ای که در آن همه شهروندان ایرانی از هر اندیشه، دین، جنسیت و قومی بتوانند با صلح و صفا و حقوقی برابر در کنار هم زندگی‌ کنند.

بنا به درخواست اعضای کمپین « صلح فعالان در تبعید »، جهت همراهی و حمایت از کمپین به آدرس https://www.facebook.com/PAC.DELHI مراجعه نمایید.


خداوند نگهدار ايران باد 
رضا پهلوی
پس از برگزاری آخرین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در خردادماه 1388، در حالیکه میلیونها ایرانی در خیابانها حق خود را فریاد می کشیدند، اعتراضات آنان نسبت به تقلب در انتخابات، با سرکوب شدید و بی سابقه حکومت روبرو گردید. حاکمان، فریاد آزادی خواهانه آنان را فتنه نامیدند، صدا و سیمای وابسته به بیت رهبری، اعتراضات مردمی را به عده‌ای «اغتشاشگر» نسبت داد، رئیس جمهور منتصب ولی فقیه، جوانان این مرز و بوم را خس و خاشاک نامید و علی خامنه ای، مسئولیت «خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها» را بر عهده کسانی دانست که از اعتراضات پشتیبانی می‌کنند.

با دستور مستقیم شخص علی خامنه ای، ولی مطلقه جمهوری اسلامی، نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها، بر مردم آتش گشودند، بسیاری از شهروندان کشته و تعداد زیادی زخمی شدند، به کوی دانشگاه وحشیانه حمله کردند، تعداد کثیری از فعالان سیاسی-مدنی، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و مردم عادی، بویژه جوانان، بازداشت و زندانی شدند. زندانیان را با قساوت تمام شکنجه و آزار جنسی دادند و تعدادی از دستگیرشدگان را به قتل رساندند.
دو سال و اندی پس از اعمال این جنایات وحشیانه و دهشتناک علیه مردم ایران، در آستانه نهمین دوره انتخابات  مجلس شورای اسلامی، ولی فقیه با همراهی شورای نگهبان و وزارت کشور دولت انتصابی اش، در تدارک برگزاری نمایشی دیگر است. علی خامنه ای که مسئول اصلی این جنایات می باشد و از تقلبی که با فرمان شخص او صورت گرفت، به خود می بالد و نامزدهای انتخابات را که رای آنها نادیده گرفته شد، افراد ناباب، نادان و بعضاً معاند، می نامد، بار دیگر، وقیحانه خواستار حضور پرشور مردم در این سیرک انتخاباتی شده است.
جمهوری اسلامی با نقض مستمر حقوق اساسی شهروندان، همچون آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی احزاب، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در یک فرایند آزاد، سالم و عادلانه را از شهروندان ایرانی سلب نموده است. بر همین اساس، در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، بسیاری از نیروهای سیاسی-مدنی از طیف ها و اندیشه های گوناگون خواستار تحریم انتخابات شده اند.

اتحاد بی سابقه نیروهای سیاسی-مدنی ایرانی، بمنظور تحریم انتخابات نمایشی مجلس شورای اسلامی، ضربه ای سهمگین بر پیکره لرزان این رژیم وارد نموده تا آنجا که علی خامنه ای، تحریم کنندگان را «پادوهای قرارگاه فرماندهی کفـر» توصیف نموده است، غافل از آن که مردم آزادیخواه ایران پس از سال ها مبارزه برای احقاق حقوق اساسی خود، فصل جدیدی از همگونی و یکپارچگی را در مسیر گذر از این نظام و گذار بسوی دموکراسی در ایران باز نموده است.

هم میهنانم،

در این شرایط حساس و بحرانی، شرکت در انتخابات نمایشی حکومت اسلامی، پایمال نمودن خون هزاران ایرانی است که جانشان را در راه آزادی، دموکراسی و سربلندی این سرزمین فدا نمودند، شکستن عهدی است که با زندانیان سیاسی-عقیدتی بسته ایم، کسانی که برای آزادی ما و سرزمینمان، دربند این حکومت مستبد گرفتار شده اند.

بر این باور هستم که،

-  تنها راه برون رفت از شرایط موجود، گذر از چارچوب قانون اساسی این حکومت و نظام مستبد اسلامی است.
-  بهترین و کم هزینه ترین راه برای تامین و حفظ امنیت و سرمایه های ملی، ایجاد فضای مناسب برای برقراری " آشتی ملی " و " عفو عمومی  " با اراده و همگامی همه نیروهای مسلح، کنشگران سیاسی – مدنی از هر طیف و اندیشه ای، روحانیت و دیگر گروه ها می باشد. 
برای دستیابی به حکومت صندوق رای و حاکمیت پایدار مردم بر مردم در ایران، در چارچوب برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بر اساس معیارهای بین المللی، از پا نخواهم نشست. 
انتخاب آزاد برای ایران آزاد
رضا پهلوی

در مقابل نقض آزادی بیان، به هیچ عنوان کوتاه نخواهم آمد


مطلع شدم مطلبی در نقد من، که خودم نیز آن را خوانده بودم، از روی بالاترین با گزارش به صورت اتوماتیک، حذف شده است.
با پیگیری بیشتر، به این نتیجه رسیدم که ممکن است جدای از پشتیبانان، که برای حقوق بشر و آزادی بیان تلاشی قابل تقدیر می کنند، عده ای اقدام به حذف صدای منتقد من کرده باشند. دراینجا باید به طور صریح  و شفاف اعلام نمایم :

  1. من وبلاگم را راه اندازی کرده ام و به شبکه اجتماعی بالاترین پیوسته ام، تا از این طریق مستقیما از نظرات و انتقادات هموطنانم آگاهی یابم. اگر فردی، «غیر مغرضانه» فکر می کند با حذف صدای منتقد من، از من به نوعی دفاع یا حفاظت کرده است،  باید صراحتا بگویم که این عمل، اشتباه و دارای نتیجه معکوس است.
  2. آزادی بیان، یکی از حقوق اساسی بشر است. هرگز در برابر نقض این حق اساسی هم میهنانم، اگر چه منتقد  من باشند، کوتاه نخواهم آمد. نقض آزادی بیان، آغاز استبداد است. هیچ فرد و یا قدرتی، تحت هیج شرایطی  نباید حق آزادی بیان شهروندان را سلب و یا محدود نماید. یکی از اصول مبارزات ما رسیدن به آزادی بیان و اندیشه و حفظ همیشگی آن است. اگر آزادی بیان نباشد ٬ همه چیز از دست خواهد رفت.
  3. روش صحیح رد یا قبول یک نقد، ایجاد دیالوگ منطقی است. پاسخ منطقی اکثر نقدهای اخیر، در کتاب ها و مطالب قبلی من موجود است. هموطنان عزیزی که در بحث ها شرکت می کنند، می توانند با مراجعه به این منابع پاسخ های خود را در مورد مواضع من بیابند.
به عنوان حرکت نمادین در مخالفت با نقض آزادی بیان، انتقاد حذف شده را در وبلاگم باز نشر می کنم تا هم میهنانم امکان مطالعه آن را داشته باشند. 

                   پاورقی: برای یافتن پاسخ به این نقد، به فصل دوم کتاب « زمان انتخاب» مراجعه نمایید.